تبليغاتX
بسوی ظهور 313
خودت گفتی وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسی عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است

اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1391;ساعت 11:16;  توسط عليرضا دهناري;  | 



 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390;ساعت 19:40;  توسط عليرضا دهناري;  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم فروردین 1390;ساعت 19:21;  توسط عليرضا دهناري;  | 





    • آقا درد دل زیاده ، از کجا برات بگویم

  • ای تمام آرزویم
    غم تو شد آبرویم
    آقا درد دل زیاده
    از کجا برات بگویم؟تویی اوج مهربونی
    ای همای آسمونی
    من به دنبال تو هستم
    که شاید بدی نشونیای همای آسمونی
    تویی اوج مهربونی
    من به دنبال تو هستم
    که شاید بدی نشونیمن با تو ترانه ساختم
    ندیده دل به تو باختم
    تو رو بعضی وقتا دیدم
    اما افسوس نشناختمای گل باغ بهارم
    ای همه دار و ندارم
    آرزومه وقت مردن
    سر رو شونه هات بذارم
    عاشقی بی کس و کارم
    غم ندارم تو رو دارم
    باشه منتظر می مونم
    بیایی سر مزارم

    دیگه بسه این جدایی
    کی میشه آقا بیایی؟
    با نوای دل میخونم
    مهدی زهرا کجایی؟تویی آرزوی زهرا
    شبنم وضوی زهرا
    بیا آقا بسه دوری
    مرهم بازوی زهراآقا جون تو رو ندیدم
    فقط از چشات شنیدم
    اما با این همه دوری
    ندیده تو رو خریدمآقا جون بذار ببینم
    چون که من فقط شنیدم
    دیگه خسته شدم از بس
    عکس جمکران خریدمآقا جون بذار ببینم
    چون که من فقط شنیدم
    دیگه خسته شدم از بس
    عکس شش گوشه خریدممن با تو ترانه ساختم
    ندیده دل به تو باختم
    تو رو بعضی وقتا دیدم
    اما افسوس نشناختمای تمام آرزویم
    غم تو شد آبرویم
    آقا درد دل زیاده
    از کجا برات بگویم؟ای گل باغ بهارم
    ای همه دار و ندارم
    آرزومه وقت مردن
    سر رو شونه هات بذارمعاشقی بی کس و کارم
    غم ندارم تو رو دارم
    باشه منتظر می مونم
    بیایی سر مزارمدیگه بسه این جدایی
    کی میشه آقا بیایی؟
    با نوای دل میخونم
    مهدی زهرا کجایی؟سلسله موی دوست
    حلقه دام بلاست
    هر که در این حلقه نیست
    فارغ از این ماجراست

    اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389;ساعت 23:22;  توسط عليرضا دهناري;  | 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ کارت پستال شهادت حضرت زهراأَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم دی 1389;ساعت 21:16;  توسط عليرضا دهناري;  | 

 
ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389;ساعت 17:38;  توسط عليرضا دهناري;  | 

يه شعر قشنگ.ميدونم شنيدين.اما خوندنش ضرر نداره


ياد امام و شهدا دل وميبره كرب و بلا

بعضي شبا وقتي بابام كنج دلش غوغا ميشه

يا بعضي وقتا دل شب وقتي كه ازخواب پا ميشه

ميره يه گوشه مي شينه

آلبومشو وا ميكنه

خوب ميدونم گمشدشو با اونا پيدا ميكنه

درد ودل اين روزا شو با اونا نجوا ميكنه

ياد امام وشهدا دل و ميبره كرب و بلا

ميگم بابا اينا كين

كه با لباس خاكين

اما هزارتا كهكشون سرتاسر هفت آسمون

مونده به زير پرشون

مگه پسرم نور دلم

باغ گلم همه حاصلم

اللهي هيچ مسافري از رفيقاش جا نمونه

تو هم دعا كن كه بابات غريب و تنها نمونه

بعد امام و شهدا زياد تو دنيا نمونه

اينا تو آسمون دل ستاره هاي سحرن

براي من به جون تو عزيز تر از برادرن

به كي بگم

چه جور بگم

بعضياشون تو بيداري بعضياشون تو رؤياها

چهره ي مولا رو ديدن يوسف زهرا رو ديدن

ياروديدن يارو ديدن جمال دلدارو ديدن


ياد امام و شهدا دل و ميبره كرب بلا

ميگم بابا چرا هر وقت پيش شما

ميون كل جبهه ها

اسم شلمچه كه مياد اسم شلمچه كه مياد

چه سريه چه رازيه فوري برافروخته ميشي

مثل يه پروانه ي پر سوخته ميشي

هر جاي عالم كه باشي

دوباره از بازو شكسته ميخوني

دوباره از دستاي بسته ميخوني

دوباره از بازوي خسته ميخوني

دوباره از پهلو شكسته ميخوني


ميگه پسرم اي پسرم

نمك نزن بازم به زخم جگرم

سر تا سر جبهه همش طور تجلي خدا بود به خدا

آخر دنيا بود به خدا كرب بلا بود به خدا

حضرت زهراي بتول با اينكه ما نوكرشيم

مادر ما بود به خدا

اما ميون جبهه ها شلمچه بيشتر از همه

گرفته بوي فاطمه

شب حمله همهمه بود

روي لبا زمزمه بود

كي تو دلا واهمه بود

دعوا سر سربند يا فاطمه بود

ذكر لبا وقتي كه يا زهرا مي شد

همه گره هامون وا مي شد

ياد امام و شهدا دل و ميبره كرب بلا

اين رفيقم كه ميبيني ميون دار هيئتا بود

مسجدي بود

بي ريا بود

با صفا بود

از اون ابوالفضليا بود

اين رفيقم كه ميبيني وقتي تو صحرا جون ميداد

با دست گرم و لرزونش آسمونو نشون ميداد

وقتي كه داشت پر ميكشيد

آسمونو سر ميكشيد

ذكر سلام بر حسين بود روي لبش

خودم شنيدم كه ميگفت

جونم فداي زينبش

اين رفيقم كه ميبيني مرغ سحر بود به خدا

مرد خطر بود به خدا

اهل نظر بود به خدا

نيمه ي شب تو سجاده ديده ي تر بود به خدا

مرد خطر بود به خدا

يه شب توي ميدون مين

ديدم بي سر بود به خدا

اين رفيقم كه ميبيني با اينكه بود همسفرم

انيس و يار و ياورم

عزيز تر از برادرم

نور تو چشمون ترم

زير آتيش بود سپرم

وقت وداع آخرش ميگفت بگو به مادرم

از خدا خواستم هميشه كه بر نگرده پيكرم

دوست دارم اون روزي كه وا ميشه راه كربلا

تن صد پاره ي من مونده ي باشه تو سنگرا

زير آفتاب بسوزه پيكر بي مزار من

زائراي كربلا رد بشن از كنار من

حالا هزارتا كاروان شهيد آوردن برامون

هنوز ازش بي خبرم

هنوز ازش بي خبرم

هنوز ازش بي خبرم

اين رفيقم پور احمده تو عاشقا سر آمده

ديگه مثلش نيومده

عاشق با صفايي بود

خيلي امام رضايي بود

اين رفيقم غلامعلي نوحه خونه

روضه خونه

وقتي دل بابات ميگيره

شعراي اونو ميخونه:

آخرش حاجتمو من ميگيرم

يه روز از عشق تو مولا ميميرم

عاشقي درديه درمون نداره

دل عاشق سر و سامون نداره

قربون كبوتراي حرمت

قربون اين همه لطف و كرمت

السلطان ابوالحسن....

+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389;ساعت 17:19;  توسط عليرضا دهناري;  | 

 

 









مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا

مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا

                                                 گل با صفاست اما                                               
بي تو صفا ندارد



                     گر بر رخت نخندد                      

درباغ جا ندارد    



                                                پيش تو ماه بايد                                                  
رخ بر زمين بسايد



                                            بي پرده گر برآيد                                             
شرم و حيا ندارد



مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا

مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا


اي وصل تو شكيبم
اي چشم تو طبيبم



بازآ كه درد هجران
بي تو دوا ندارد



فرياد بي صدايم
در سينه حبس گشته



از بس كه ناله كردم
آهم صدا ندارد


مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا

مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا



گفتم كه در كنارت
جان را كنم نثارت



تيغ از تو گردن از من
چون و چرا ندارد



هر كس تو را ندارد
جز بي كسي چه دارد



جز بي كسي چه دارد
هر كس تو را ندارد


مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا

مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا مهدي بيا
+ نوشته شده در  جمعه دهم دی 1389;ساعت 16:28;  توسط عليرضا دهناري;  | 

کسی می‌آید

کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته

شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد

و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

دل دریایی ما را به دریا می برد روزی

به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را

درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن

بهار آید اگر باشی صبور آهسته آهسته

کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را

ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان

ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر

و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

ز الطاف خداوندی حضورش را تمنا کن

که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته


 

 

 

 

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389;ساعت 12:31;  توسط عليرضا دهناري;  | 

صبحدم پيك مسيحا دم جانان آمد             
گفت برخيز كه آرام دل و جان آمد
سحر از پرده نشينان حريم خلوت               
نغمه برخاست كه شاهنشه خوبان آمد
عاشقان را رسد اين طرفه بشارت زسروش             
كه سحرگاه شب نيمه شعبان آمد
مى ‏كند مرغ سحر زمزم بر شاخ گل             
كه ز نرگس ثمرى پاك بدوران آمد
وارث تاج نبى اوست كه با دعوت حق             
بهر افراشتن پرچم قرآن آمد
شهسواريست كه با صولت و بازوى على             
از پى كشتن كفار به ميدان آمد
مظهر صلح حسن اوست كه با حلم حسن             
پى آرامش دلهاى پريشان آمد
آنكه اندر رگ او خون حسين بن عليست             
پى خونخواهى سالار شهيدان آمد
در ره زهد و عبادت چو على بن حسين             
سوى حق قافله راسلسله جنبان آمد
علم باقر همه در اوست كه با مشعل علم             
رهبر جامعه بى سر و سامان آمد
تا ز ناپاك كند مذهب صادق را پاك             
مظهر راستى و پاكى و ايمان آمد
هم چو كاظم كه بود قبله حاجات و مراد             
دردمندان جهان را پى درمان آمد
چون رضا تا كه كند از رنگ علوم             
وارث افسر سلطان خراسان آمد
اوست سرچشمه تقوا و فضيلت چو جواد             
منبع فيض و جوانمردى و احسان آمد
هادى وادى حق كز پى ارشاد بشر             
با چراغ خرد و دانش و عرفان آمد
يادگار حسن عسگرى پاك سرشت             
كه جهان را كند از عدل گلستان آمد
قائم آل محمد شه اقليم وجود             
كه بفرمانده ى عالم امكان آمد
طبع خاموش رسا باز چو مرغان چمن             
پى تبريك چنين شاد و غزلخوان آمد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389;ساعت 12:30;  توسط عليرضا دهناري;  | 

انتظار موعود
ببین باقی است روی لحظه هایم جای پای تو

اگر کافر، اگر مومن، به دنبال تو می گردم

چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو

دلیل خلقت آدم! نخواهی رفت از یادم

خدا هم در دل من پر نخواهد کرد جای تو

صدایم از تو خواهد بود اگر بر گردی ای موعود!

پر از داغ شقایقهاست آوازم برای تو

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پای تو

نشان خانه ات را از هزاران شهر پرسیدم

مگر آن سوتر است از این تمدن، روستای تو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389;ساعت 12:28;  توسط عليرضا دهناري;  | 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389;ساعت 12:14;  توسط عليرضا دهناري;  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آذر 1389;ساعت 10:9;  توسط عليرضا دهناري;  | 

اِلَهِی عَظُمَ البَلآءُ وَ بَرِحَ الخَفآءُ ، وَ انکَشَفَ الغِطآءُ ، وَ القَطَعَ الرَّجآءُ ، وَ ضَاقَتِ الاَرضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ ، وَ اَنتَ المُستَعَانُ وَ اِلَیکَ المُشتَکیَ ، وَ عَلَیکَ المُعَوَّلُ فِی الشِدَّةِ وَ الرَّخآءِ ، اَلّلَهُمَّ صَلِّ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اُولیِ الاَمرِ الَّذینَ فَرَضتَ عَلَینَا طاعَتَهُم ، وَ عَرَّفتَنَا بِذَلِکَ مَنزِلَتَهُم ، فَفَرِّج عَنَّا بِحَقِّهِم ، فَرَجاً عَاجِلاً قَریباً کَلَمحِ البَصَرِ اَو هُوَ اَقرَبُ ، یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ ، اِکفِیَانِی فَاِنَّکُمَا کَافیانِ ، وَ انصُرَانِی فَاِنَّکُمَا نَاصِرَان یَا مَولَانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ ، الغَوثَ الغَوثَ الغَوثَ ، اَدرِکنِی اَدرِکنِی اَدرِکنِی ، السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ ، العَجَلَ العَجَلَ العَجَلَ یَا اَرحَمَ الرَّاحِمِینَ ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ اَلِهِ الطَّهِرِینَ.
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389;ساعت 12:22;  توسط عليرضا دهناري;  | 

حس غریب

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهوونه ی هر عاشق واسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای ناامید

مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید

چه غریبونه گذشتند جمعه های سوت و کور

هنوز اما نرسیدی ای تجلی ظهور

با تو ام، با تو که گفتی، تکیه گاه عاشقایی

میدونم یه دنیا نوری، ساده ای، بی انتهایی

مث لالایی بارون، تو کویر بی صدایی

تو خود عشقی، میدونم، ناجی فاصله هایی

تو همون حس غریبی که همیشه با منی

تو بهوونه یه هر عاشق باسه زنده بودنی

تو امید انتظاری تو دلای ناامید

مثل دیدن ستاره تو شبای ناپدید

عمریه دلم گرفته گله دارم از جدایی

غایب همیشه حاضر تو کجایی، تو کجایی

تو کجایی، تو کجایی

حرف آخر

با تو از ستاره گفتم با تو از ترانه گفتم

با تو از هر چی که خواستی شعر عاشقانه گفتم

با تو گفتم که قناری چه جوری عاشق باغه

دستای لرزون عاشق چرا اینقدر داغ داغه

با تو گفتم عشق و ایثار راه و رسم تازه ای نیست

اسم موندگار عاشق اسم کم آوازه ای نیست

تو تموم قصه هامو چه صبورانه شنیدی

اما حرفی که نگام گفت هرگز و هرگز ندیدی

پر کشیدی پر کشیدی برای همیشه رفتی

حرف آخرم بجا موند وقتی پشت شیشه رفتی

با تو از بازی تقدیر از زیاد و کم نگفتم

با تو از یه دنیا گفتم اما از خودم نگفتم

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389;ساعت 9:13;  توسط عليرضا دهناري;  | 

1- قال الإمام المهدی، صاحب العصر و الزّمان (علیه السلام و عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) :
الَّذى یَجِبُ عَلَیْكُمْ وَ لَكُمْ أنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَهٌ وَ أئِمَّهٌ وَ خُلَفاءُ اللهِ فى أرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ، نَعْرِفُ الْحَلالَ وَ الْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَأْویلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.([1])
امام زمان (عجّل الله تعالى فرجه الشّریف) فرمود: بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشید بر این كه ما اهل بیت رسالت، محور و اساس امور، پیشوایان هدایت و خلیفه خداوند متعال در زمین هستیم.
همچنین ما امین خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشیم، حلال و حرام را مى شناسیم، تأویل و تفسیر آیات قرآن را عارف و آشنا هستیم.


 

2- قالَ (علیه السلام) : أنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ، بى یَدْفَعُ الْبَلاءُ عَنْ أهْلى وَ شیعَتى.([2])
فرمود: من آخرین وصیّ پیغمبر خدا هستم به وسیله من بلاها و فتنه ها از آشنایان و شیعیانم دفع و برطرف خواهد شد.


 

3- قالَ (علیه السلام) : أمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَهُ فَارْجِعُوا فیها إلى رُواهِ حَدیثِنا (أحادیثِنا)، فَإنَّهُمْ حُجَّتی عَلَیْكُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللهِ عَلَیْكُمْ.([3])
فرمود: جهت حلّ مشكلات در حوادث - امور سیاسى، عبادى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى، اجتماعى و... - به راویان حدیث و فقهاء مراجعه كنید كه آن ها در زمان غیبت خلیفه و حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوند بر آن ها مى باشم.


 

4- قالَ (علیه السلام) : الحَقُّ مَعَنا، فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَعَنّا، وَ نَحْنُ صَنائِعُ رَبِّنا، وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنائِعِنا.([4])
فرمود: حقانیّت و واقعیّت با ما اهل بیت رسول الله صلّى الله علیه وآله وسلّم مى باشد و كناره گیرى عدّه اى، از ما هرگز سبب وحشت ما نخواهد شد، چرا كه ما دست پروره هاى نیكوى پروردگار مى باشیم; و دیگر مخلوقین خداوند، دست پرورده هاى ما خواهند بود.


 

5- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْجَنَّهَ لا حَمْلَ فیها لِلنِّساءِ وَ لا وِلادَهَ، فَإذَا اشْتَهى مُؤْمِنٌ وَلَداً خَلَقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِغَیرِ حَمْل وَ لا وِلادَه عَلَى الصُّورَهِ الَّتى یُریدُ كَما خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) عِبْرَهً.([5])
فرمود: همانا بهشت جایگاهى است كه در آن آبستن شدن و زایمان براى زنان نخواهد بود، پس هرگاه مؤمنى آرزوى فرزند نماید، خداوند متعال بدون جریان حمل و زایمان، فرزند دلخواهش را به او مى دهد همان طورى كه حضرت آدم (علیه السلام) را آفرید.


 

6- قالَ (علیه السلام) : لا یُنازِعُنا مَوْضِعَهُ إلاّ ظالِمٌ آثِمٌ، وَ لا یَدَّعیهِ إلاّ جاحِدٌ كافِرٌ.([6])
فرمود: كسى با ما، در رابطه با مقام ولایت و امامت مشاجره و منازعه نمى كند مگر آن كه ستمگر و معصیت كار باشد، همچنین كسى مدّعى ولایت و خلافت نمى شود مگر كسى كه منكر و كافر باشد.


 

7- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فینا، لا یَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَر، وَ لا یَدَّعیهِ غَیْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوىٌّ.([7])
فرمود: حقیقت - در همه موارد و امور - با ما و در بین ما اهل بیت عصمت و طهارت خواهد بود و چنین سخنى را هر فردى غیر از ما بگوید دروغ گو و مفترى مى باشد; و كسى غیر از ما آن را ادّعا نمى كند مگر آن كه گمراه باشد.


 

8- قالَ (علیه السلام) : أبَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلْحَقِّ إلاّ إتْماماً وَ لِلْباطِلِ إلاّ زَهُوقاً.([8])
فرمود: همانا خداوند متعال، إباء و امتناع دارد نسبت به حقّ مگر آن كه به إتمام و كمال برسد و باطل، نابود و مضمحل گردد.


 

9- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَمْ یَكُنْ لاِحَد مِنْ آبائى إلاّ وَ قَدْ وَقَعَتْ فى عُنُقِه بَیْعَهٌ لِطاغُوتِ زَمانِهِ، و إنّى أخْرُجُ حینَ أخْرُجُ وَ لا بَیْعَهَ لاِحَد مِنَ الطَّواغیتِ فى عُنُقى.([9])
فرمود: همانا پدران من (ائمّه و اوصیاء علیهم السّلام)، بیعت حاكم و طاغوت زمانشان، بر ذمّه آن ها بود; ولى من در هنگامى ظهور و خروج نمایم كه هیچ طاغوتى بر من منّت و بیعتى نخواهد داشت.


 

10- قالَ (علیه السلام) : أنَا الَّذى أخْرُجُ بِهذَا السَیْفِ فَأمْلاَالاَْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.([10])
فرمود: من آن كسى هستم كه در آخر زمان با این شمشیر - ذوالفقار - ظهور و خروج مى كنم و زمین را پر از عدل و داد مى نمایم همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است.


 

11- قالَ (علیه السلام) : اِتَّقُوا اللهُ وَ سَلِّمُوا لَنا، وَ رُدُّوا الاْمْرَ إلَیْنا، فَعَلَیْنا الاْصْدارُ كَما كانَ مِنَّا الاْیراُ، وَ لا تَحاوَلُوا كَشْفَ ما غُطِّیَ عَنْكُمْ.([11])
فرمود: از خدا بترسید و تسلیم ما باشید، و امور خود را به ما واگذار كنید، چون وظیفه ما است كه شما را بى نیاز و سیراب نمائیم همان طورى كه ورود شما بر چشمه معرفت به وسیله ما مى باشد; و سعى نمائید به دنبال كشف آنچه از شما پنهان شده است نباشید.


 

12- قالَ (علیه السلام) : أمّا أمْوالُكُمْ فَلا نَقْبَلُها إلاّ لِتُطَهِّرُوا، فَمَنْ شاءَ فَلْیَصِلْ، وَ مَنْ شاءَ فَلْیَقْطَعْ.([12])
فرمود: اموال - خمس و زكوت - شما را جهت تطهیر و تزكیه زندگى و ثروتتان مى پذیریم، پس هر كه مایل بود بپردازد، و هر كه مایل نبود نپردازد.


 

13- قالَ (علیه السلام) : إنّا نُحیطُ عِلْماً بِأنْبائِكُمْ، وَ لا یَعْزُبُ عَنّا شَیْىءٌ مِنْ أخْبارِكُمْ.([13])
فرمود: ما بر تمامى احوال و اخبار شما آگاه و آشنائیم و چیزى از شما نزد ما پنهان نیست.


 

14- قالَ (علیه السلام) : مَنْ كانَتْ لَهُ إلَى اللهِ حاجَهٌ فَلْیَغْتَسِلْ لَیْلَهَ الْجُمُعَهِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ یَأْتِ مُصَلاّهُ.([14])
فرمود: هر كه خواسته اى و حاجتى از پیشگاه خداوند متعال دارد بعد از نیمه شب جمعه غسل كند و جهت مناجات و راز و نیاز با خداوند، در جایگاه نمازش قرار گیرد.


 

15- قالَ (علیه السلام) : یَابْنَ الْمَهْزِیارِ! لَوْلاَ اسْتِغْفارُ بَعْضِكُمْ لِبَعْض، لَهَلَكَ مَنْ عَلَیْها، إلاّ خَواصَّ الشّیعَهِ الَّتى تَشْبَهُ أقْوالُهُمْ أفْعالَهُمْ.([15])
فرمود: اگر طلب مغفرت و آمرزش بعضى شماها براى همدیگر نبود، هركس روى زمین بود هلاك مى گردید، مگر آن شیعیان خاصّى كه گفتارشان با كردارشان یكى است.


 

16- قالَ (علیه السلام) : وَأمّا قَوْلُ مَنْ قالَ: إنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) لَمْ یَمُتْ فَكُفْرٌ وَ تَكْذیبٌ وَ ضَلالٌ.([16])
فرمود: و امّا كسانى كه معتقد باشند حسین (علیه السلام) زنده است و وفات نكرده، كفر و تكذیب و گمراهى است.


 

17- قالَ (علیه السلام) : مِنْ فَضْلِهِ، أنَّ الرَّجُلَ یَنْسَى التَّسْبیحَ وَ یُدیرُا السَّبْحَهَ، فَیُكْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ.([17])
فرمود: از فضائل تربت حضرت سیّدالشّهداء (علیه السلام) آن است كه چنانچه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود ثواب تسبیح و ذكر را دارد، گرچه دعائى هم خوانده نشود.


 

18- قالَ (علیه السلام) : فیمَنْ أفْطَرَ یَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضان مُتَعَمِّداً بِجِماع مُحَرَّم اَوْ طَعام مُحَرَّم عَلَیْهِ: إنَّ عَلَیْهِ ثَلاثُ كَفّارات.([18])
فرمود: كسى كه روزه ماه رمضان را عمداً با چیز یا كار حرامى افطار - و باطل - نماید، (غیر از قضاى روزه نیز) هر سه نوع كفّاره (60 روزه، اطعام 60 مسكین، آزادى یك بنده) بر او واجب مى شود.


 

19- قالَ (علیه السلام) : ألا أُبَشِّرُكَ فِى الْعِطاسِ؟ قُلْتُ: بَلى، فَقالَ: هُوَ أمانٌ مِنَ الْمَوْتِ ثَلاثَهَ أیّام.([19])
نسیم خادم گوید: در حضور حضرت عطسه كردم، فرمود: مى خواهى تو را بر فوائد عطسه بشارت دهم؟
عرض كردم: بلى.
فرمود: عطسه، انسان را تا سه روز از مرگ نجات مى بخشد.


 

20- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ سَمّانى فى مَحْفِل مِنَ النّاسِ.
(وَ قالَ (علیه السلام) :) مَنْ سَمّانى فى مَجْمَع مِنَ النّاسِ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللهِ.([20])
فرمود: ملعون و مغضوب است كسى كه نام اصلى مرا در جائى بیان كند.
و نیز فرمود: هر كه نام اصلى مرا در جمع مردم بر زبان آورد، بر او لعنت و غضب خداوند مى باشد.


 

21- قالَ (علیه السلام): یَعْمَلُ كُلُّ امْرِىء مِنْكُمْ ما یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنا، وَ لْیَتَجَنَّب ما یُدْنیهِ مِنْ كَراهیَّتِنا وَ سَخَطِنا، فَاِنَّ امْرَءاً یَبْغَتُهُ فُجْأهٌ حینَ لا تَنْفَعُهُ تَوْبَهٌ، وَ لا یُنْجیهِ مِنْ عِقابِنا نَدَمٌ عَلى حُوبَه.([21])
فرمود: هر یك از شما باید عملى را انجام دهد كه سبب نزدیكى به ما و جذب محبّت ما گردد; و باید دورى كند از كردارى كه ما نسبت به آن، ناخوشایند و خشمناك مى باشیم، پس چه بسا شخصى در لحظه اى توبه كند كه دیگر به حال او سودى ندارد و نیز او را از عِقاب و عذاب الهى نجات نمى بخشد.


 

22- قالَ (علیه السلام) : إنَّ الاْرْضَ تَضِجُّ إلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَوْلِ الاْغْلَفِ أرْبَعینَ صَباحاً.([22])
فرمود: زمین تا چهل روز از ادرار كسى كه ختنه نشده است ناله مى كند.

 

 

23- قالَ (علیه السلام) : سَجْدَهُ الشُّكْرِ مِنْ ألْزَمِ السُّنَنِ وَ أوْجَبِها.([1])
فرمود: سجده شكر پس از هر نماز از بهترین و ضرورى ترین سنّتها است.


 

24- قالَ (علیه السلام) : إنّى لاَمانٌ لاِهْلِ الاْرْضِ، كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لاِهْلِ السَّماءِ.([2])
فرمود: به درستى كه من سبب آسایش و امنیّت براى موجودات زمینى هستم، همان طورى كه ستاره ها براى اهل آسمان أمان هستند.


 

25- قالَ (علیه السلام) : قُلُوبُنا اَوْعِیَهٌ لِمَشیَّهِ اللهِ، فَإذا شاءَ شِئْنا.([3])
فرمود: قلوب ما ظرف هائى است براى مشیّت و اراده الهى، پس هرگاه او بخواهد ما نیز مى خواهیم.


 

26- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ مَعَنا، فَلا فاقَهَ بِنا إلى غَیْرِهِ، وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَنْ یُوحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.([4])
فرمود: خدا با ما است و نیازى به دیگران نداریم; و حقّ با ما است و هر كه از ما روى گرداند باكى نداریم.


 

27- قالَ (علیه السلام) : ما أُرْغَمَ أنْفَ الشَّیْطانِ بِشَیْىء مِثُلِ الصَّلاهِ.([5])
فرمود: هیچ چیزى و عملى همانند نماز، بینى شیطان را به خاك ذلّت نمى مالد و او را ذلیل نمى كند.


 

28- قالَ (علیه السلام) : لا یَحِلُّ لاِحَد أنْ یَتَصَرَّفَ فى مالِ غَیْرِهِ بِغَیْرِ إذْنِهِ.([6])
فرمود: براى هیچكس جائز نیست كه در اموال و چیزهاى دیگران تصرّف نماید مگر با اذن و اجازه صاحب و مالك آن.


 

29- قالَ (علیه السلام) : فَضْلُ الدُّعاءِ وَ التَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ.([7])
فرمود: فضیلت تعقیب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب نسبت به بعد از نمازهاى مستحبّى همانند فضیلت نماز واجب بر نماز مستحبّ مى باشد.


 

30- قالَ (علیه السلام) : أفْضَلُ أوْقاتِها صَدْرُا النَّهارِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهِ.([8])
فرمود: (براى انجام نماز جعفر طیّار) بهترین و با فضیلت ترین اوقات پیش از ظهر روز جمعه خواهد بود.


 

31- قالَ (علیه السلام) : مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أخَّرَ الْغَداهَ إلى أنْ تَنْقَضِى النُّجُومُ.([9])
فرمود: ملعون و نفرین شده است آن كسى كه نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد تا موقعى كه ستارگان ناپدید شوند.


 

32- قالَ (علیه السلام) : إنَّ اللهَ قَنَعَنا بِعَوائِدِ إحْسانِهِ وَ فَوائِدِ اِمْتِنانِهِ.([10])
فرمود: همانا خداوند متعال، ما اهل بیت را به وسیله احسان و نعمت هایش قانع و خودكفا گردانده است.


 

33- قالَ (علیه السلام) : إنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَیْنَ أَحَد قَرابَهٌ، وَ مَنْ أنْكَرَنى فَلَیْسَ مِنّى، وَ سَبیلُهُ سَبیلُ ابْنِ نُوح.([11])
فرمود: بین خداوند و هیچ یك از بندگانش، خویشاوندى وجود ندارد - و براى هركس به اندازه اعمال و نیّات او پاداش داده مى شود - هركس مرا انكار نماید از (شیعیان و دوستان) ما نیست و سرنوشت او همچون فرزند حضرت نوح (علیه السلام) خواهد بود.


 

34- قالَ (علیه السلام) : أما تَعْلَمُونَ أنَّ الاْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّه إمّا ظاهِراً وَ إمّا مَغْمُوراً.([12])
فرمود: آگاه و متوجه باشید كه در هیچ حالتى، زمین خالى از حجّت خداوند نخواهد بود، یا به طور ظاهر و آشكار; و یا به طور مخفى و پنهان.


 

35- قالَ (علیه السلام) : إذا أذِنَ اللهُ لَنا فِى الْقَوْلِ ظَهَرَ الْحَقُّ، وَ اضْمَحَلَّ الْباطِلُ، وَ انْحَسَرَ عَنْكُمْ.([13])
فرمود: چنانچه خداوند متعال اجازه سخن و بیان حقایق را به ما بدهد، حقانیّت آشكار مى گردد و باطل نابود مى شود و خفقان و مشكلات برطرف خواهد شد.


 

36- قالَ (علیه السلام) : وَ أمّا وَجْهُ الاْنْتِفاعِ بى فى غَیْبَتى فَكَالاْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إذا غَیَّبَها عَنِ الاْبْصارِ السَّحابُ.([14])
فرمود: چگونگى بهره گیرى و استفاده از من در دوران غیبت همانند انتفاع از خورشید است در آن موقعى كه به وسیله ابرها از چشم افراد ناپدید شود.


 

37- قالَ (علیه السلام) : وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إلَیْنا بِالْمَوَدَّهِ عَلَى السُّنَّهِ الْواضِحَهِ، فَقَدْ نَصَحْتُ لَكُمْ، وَ اللّهُ شاهِدٌ عَلَیَّ وَ عَلَیْكُمْ.([15])
فرمود: هدف و قصد خویش را نسبت به محبّت و دوستى ما - اهل بیت عصمت و طهارت - بر مبناى عمل به سنّت و اجراء احكام الهى قرار دهید، پس همانا كه موعظ ها و سفارشات لازم را نموده ام; و خداوند متعال نسبت به همه ما و شما گواه مى باشد.


 

38- قالَ (علیه السلام) : أمّا ظُهُورُ الْفَرَجِ فَإنَّهُ إلَى اللهِ، وَ كَذَبَ الْوَقّاتُونَ.([16])
فرمود: زمان ظهور مربوط به اراده خداوند متعال مى باشد و هركس زمان آن را معیّن و معرّفى كند دروغ گفته است.


 

39- قالَ (علیه السلام) : أكْثِرُواالدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ، فَإنَّ ذلِكَ فَرَجَكُمْ.([17])
فرمود: براى تعجیل ظهور من - در هر موقعیّت مناسبى - بسیار دعا كنید كه در آن فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود.


 

40- دَفَعَ إلَیَّ دَفْتَراً فیهِ دُعاءُالْفَرَجِ وَ صَلاهٌ عَلَیْهِ، فَقالَ علیه السلام : فَبِهذا فَادْعُ.([18])
یكى از مؤمنین به نام أبومحمّد، حسن بن وجناء گوید: زیر ناودان طلا در حرم خانه خدا بودم كه حضرت ولىّ عصر امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف را دیدم، دفترى را به من عنایت نمود كه در آن دعاى فرج و صلوات بر آن حضرت بود.
سپس فرمود: به وسیله این نوشته ها بخوان و براى ظهور و فرج من دعا كن و بر من درود و تحیّت بفرست.

 

یا حسین
 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389;ساعت 9:3;  توسط عليرضا دهناري;  | 

کدام گوشه ی دنیا نهفته روی چو ماهت

اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت

 

چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید

تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت

 

به کوچه های عبورت چقدر اب بپاشیم

یواشکی من و این چشم های مانده به راهت


هنوز می رسد از لا به لای این همه تقویم

صدای ندبه و زاری ز جمعه های پگاهت

 

چه قصه ها که شنیدم ز کودکی ز ظهورت

نیامدی و شدم خود چه قصه گوی پر اهت

 

چقدر هلهله دارد طنین سبز طلوعت

چقدر همهمه دارد گدای این همه جاهت

 

چگونه جان بسپارم به پای سرخ ظهورت

به وقت گفتن این شعر و یا رکاب سپاهت

 

شکسته بال عروجم ز تیرهای معاصی

خدا کند که نیفتم ز دیدگان سیاهت

 

تمام شهر و محل را سپرده ام که بگویند

به هر کجا که تو هستی خدا به پشت و پناهت

 

دعاترین دعاها همین دعای نگار است

امان بده که بمیرم به پای بقیت الاهت

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389;ساعت 8:50;  توسط عليرضا دهناري;  |